۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خون جگر» ثبت شده است

رودکی دوم

جایی که گذرگاه دل محزونست

آن جا دو هزار نیزه بالا خونست

لیلی صفتان ز حال ما بی خبرند

مجنون داند که حال مجنون چونست؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

رهی اول

بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتم

در سرای دل بهشت آرزویی یافتم

عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبار

تا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شهریار سه

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران


رفتم از کوی تو...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰