فروغ فرخزاد اول

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

اخوان ثالث اول

زندگی با ماجراهای فراوانش،

ظاهری دارد به سان بیشه ای بغرنج و در هم باف

ماجراها گونه گون و رنگ وارنگ ست؛

چیست اما ساده تر از این، که در باطن

تار و پود هیچی و پوچی هم آهنگ است؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

مشیری اول

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

شهریار چهارم

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

خطاطی هفتم

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

رازها


رازها در میان خود هم نهاد

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سعدی هفتم

 

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

قیصر امین پور دوم

خوشا از دل نم اشکی فشاندن
    به آبی آتش دل را نشاندن
    خوشا زان عشقبازان یاد کردن
    زبان را زخمه فریاد کردن
    خوشا از نی خوشا از سر سرودن
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

باباطاهر دوم

سه درد آمو بجانم هر سه یکبار

غریبی و اسیری و غم یار

غریبی و اسیری چاره دیره

غم یار و غم یار و غم یار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

باباطاهر اول

تن محنت کشی دیرم خدایا

دل با غم خوشی دیرم خدایا

زشوق مسکن و داد غریبی

به سینه آتشی دیرم خدایا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰