سبوی -آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبوی کن که پر ز باده کنی

سبوی -آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبوی کن که پر ز باده کنی

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبوی کن که پر ز باده کنی

آخرین مطالب
۱۵
دی

با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد

با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است

من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

۰۷
دی

صحبت بی‌گفتگویی داشتم با خامشی

برق زد جرات لبی واکردم وتنها شدم

صد تعلق در طلسم وهم هستی بسته‌اند

چشم واکردم به خویش آلودهٔ دنیا شدم

آسمان با من صفایی داشت تا بودم خموش

ناله‌ای کردم غبار عالم بالا شدم

۰۱
دی

ای دوست، به دوستی قرینیم تو را

هر جا که قدم نهی زمینیم تو را

در مذهب عاشقی روا نیست که ما:

عالم به تو بینیم و نبینیم تو را

 
۲۷
آذر


۲۵
آذر

۲۲
آذر

گر به دولت برسی مست نگردی ، مردی

 گـــر به ذلت برسی پست نگردی ، مردی

 اهل عــــــالم همه بازیچه دست هوسند

 گـــــر تو بازیچه این دست نگردی ، مردی

۲۱
آذر

غیر از دل شکسته معمار عقل نیست

در شهر بند عشق تو ویرانه دگر

۱۹
آذر
93/07/12 09:47

ای بُـرده دلـم را تـو بــدان شکل و شمایل پــروای...

ای بُـرده دلـم را تـو بــدان شکل و شمایل
پــروای کس ات نی ّ و جـهـانی به تو مایل
گـه آه کـشم از دل و گـه تــیـر ِ تو از جـــان
پیش تو چه گویم که چه ها می کشم ازدل
۱۱
آذر

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

۰۹
آذر

روزی اگر بناست که بر تن کفن کنم

من اَن کفن به تن ز برای وطن کنم

سبز و سفید و سرخ نکوتر بود کفن

تا من برای خاطر میهن به تن کنم