۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هجران» ثبت شده است

کاظم بهمنی دوم

 

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستی

قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی   !

 

مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی

مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست

یا دیده و بعد از تو به رویی نگریده‌ست

گر مدعیان نقش ببینند پری را

دانند که دیوانه چرا جامه دریده‌ست

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دیر آمدی ای نگار سرمست

دیر آمدی ای نگار سرمست

زودت ندهیم دامن از دست

بر آتش عشقت آب تدبیر

چندان که زدیم بازننشست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰