۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نفس» ثبت شده است

مژده



مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

که از انفاس خوشش بوی کسی می آید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست

یا دیده و بعد از تو به رویی نگریده‌ست

گر مدعیان نقش ببینند پری را

دانند که دیوانه چرا جامه دریده‌ست

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کس نگذشت در دلم

کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی

یک نفس از درون من خیمه به در نمی‌زنی

مهرگیاه عهد من تازه‌تر است هر زمان

ور تو درخت دوستی از بن و بیخ برکنی

۰ نظر