۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زلفت» ثبت شده است

شهریار چهارم

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

سعدی هفتم

 

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آشفته ششم

در این هنگامه و چهارسو

یار و یاوری نیست

دستت را به زلفانمان کش

ای نسیم مهربانی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سعدی پنجم



مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

که به هر حلقه موییت گرفتاری هست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰