۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باد» ثبت شده است

مولانا دوم


دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم


ز تو درشکست عهدم ز تو باد شد قرارم


ز ره زیاده جویی به طریق خیره رویی


بروم که کدخدایم غله بدروم بکارم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

زهی دماغی که تراست!

در رهگذر باد چراغی که تراست

ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست

بوی جگر سوخته عالم بگرفت

گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰